درد دلی با حضرت استاد
درد دلی با حضرت استاد
شاید برای شما «حضرت استاد » نامی آشنا نباشد اما برای شاگردان درس خارج حضرت آقا ، پر آوازه است …
حضرت استاد
رهبر عزیزتر از جانم هیچمیدانی چقدر دلتنگیم
بخدا که از بعد از کرونا ،دلتنگ کلاسهای درس خارج و آن احادیث اخلاقی اول درست بودیم
مدام خدا خدا میکردیم ، پیام شروع کلاسهایت برایمان بیاید و آن چهره ی نورانی را بعد از مدتها از فاصله نزدیک میدیدیم ، که به هنگام ورود به مجلس درس ملیحانه میخندید و با خودش صبح بخیری به شاگردانش روانه میکرد
حقیقتا طلاب خواهر درس خارج آقا ،خوب می فهمند ، آن چهره ی خندان احوال پرس و دست کریمانه ای که قبل از جلوس بر کرسی تدریس ، به سمت خواهران بلند می شد یعنی چه⁉️
وآن حس غرور که چقدر آقا حواسش به همه چی هست حتی به ما خواهران در کلاس درس که یه گوشه ای نشستیم و با یک دست حجاب گرفتیم وبا دست دیگر تلاش میکنیم از مباحث حضرت استاد نت برداری کنیم …
در میدان انقلاب ،پای رزم شبانه بودیم که شاعری از آخرین دیدارش با رهبر شهیدمان در محفل شعر چند وقت پیش سخن گفت آنجا بود که بغضم ترکید ..ای کاش ما هم شاعر بودیم تا به محفلت دعوت می شدیم
آه از این درد ….. و از این دلتنگی …
میدانم
خوب میدانم که رهبر شهیدمان به بالاترین درجه سعادت رسیده است و همچو جد بزرگوارش
فـزت بـرب الکعبـه شــــده است. اما این قلب است دیگر چه می شود کرد شکسته شده و فغان از این شکستن
که دهم ماه رمضان چقد شبیه دهم محرم شد
